دو نصف شب
صدای انفجار
من که از روی تخت پرت میشم
زنی که جیغ می زنه جیغ می زنه
همسایه هایی که هراسون تو کوچه ریختن
زن جیغ می زنه
صدای آژیر
خونه همسایه ترکید آتیش گرفت همسایه سوخت
من هق هق گریه می کنم
و نمی دونم
گریه هام برای زن همسایه بود یا تنهایی خودم
که هیچ کس نیس حتی حرف بزنم ترسم رو بگم
خدایا شب بدیه نصیب کسی نشه هیچ وقت
No comments:
Post a Comment